سالهاست روزهای پایانی سال را با این غزل می گذرانم:

 

کوچ

 

امسال را با ترک من آغاز کردی

با رفتنت دل را به غم دمساز کردی

در موسم گل قسمتم باد خزان شد

آن شب که آهنگ سفر را ساز کردی

تنها ترین بودی ومن ماندم کنارت

روز نیاز من نماندی ناز کردی

من با نگاه مست تو همراز بودم

چشم مرا با آسمان همراز کردی

گفتم که می مانی دلم آرام گیرد

رفتی و رودی از نگاهم باز کردی

برگرد!می دانم که روزی خواهی آمد

هر چند تا مرز خدا پرواز کردی




نویسنده : داود دهوشنگ روشنک ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٢٥