کوچ

و بازهم روزهای پایانی سال و این غزل کهنه و نخ نما........

امسال را با ترک من آغاز کردی

با رفتنت دل را به غم دمساز کردی

در موسم گل قسمتم باد خزان شد

آن شب که آهنگ سفر را ساز کردی

تنها ترین بودی ومن ماندم کنارت

روز نیاز من نماندی ناز کردی

من با نگاه مست تو همراز بودم

چشم مرا با آسمان همراز کردی

گفتم که می مانی دلم آرام گیرد

رفتی و رودی از نگاهم باز کردی

برگرد!می دانم که روزی خواهی آمد

هر چند تا مرز خدا پرواز کردی........

/ 20 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کامرانی

سلام عیدشما مبارک درضمن عکس بچه ات رازده بودیم نشریه رسیده دستون

علی عباسی

عزیز دوست و همکار دوزدو بیر هفته نوروز بایرامیندان کئچیر آنجاق من ده نوروز بایرامینی و تازا ایلی سیزه و حورمتلی عایله نیزه تبریک دئییرم آلله دان ایستیرم بو ایل سیزه باشاریلار و موفقیت لر له دولو بیر ایل اولسون[گل]

morteza toussi

aga slam umadim bi davat umadim o sare bezangah o az shanse xubi ke darim sadati shod ke ham akse xoshgeletuno bebinim o ham ba ghzalet ye kamaki .yashiyax.

یک دوست

http://www.xpango.com?ref=92246201 برای خرید گوشی موبایل رایگان کلیک کنید

هانیه

سلام استاد. خوشحالم کردی به کلبه ی تنهاییم سرزدین. این شعرتون واقعا تکان دهندس. انگار شما از ته ته دلم باخبر بودین. من منتظر شعرهای جدیدتون هستم. کوچیک شما:هانیه

مهسا

سلام سال نو مبارک استاد، گرچه دیــــــــر!

حورال

زيبا بود...اما تندخواني...كار دوباره خواني دستم داد...اما بايد اعتراف كرد زيبا بود...حتي در خوانش اول...چيزي براي نقد نبود...خوشا به اين بدنامي... لطف ميكنيد سري بزنيد...به يك آغاز...مقدمه ي يك پوزش...وبعد رؤياي صدا...

امیر

سلام.عالی بود.خوشحال میشم اگه از کارای منم دیدن کنی و نظرتو بدی contrast2.blogfa.com

فزهاد صمدی

بابا تو دیگه کی هستی ای ول ای ول داش داود ای ول امیدوارم یک روزی در پای صندوق های رای برای ریاست جمهوری رای من داود هوشنگ روشنک باشه